به گزارش پایگاه خبری تحلیلی قدس خبر به نقل از  تهران نیوز؛ شیوا امیری- سالها قبل یک کدورت خانوادگی در بین فامیل ما رخ داد و چند سال جناح قابل توجهی از فامیل با یک جناح کم تعداد دیگر قهر بودند. روزها و هفته ها و ماههای اول درباره این قهر اخبار جدیدی تولید میشد […]

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی قدس خبر به نقل از  تهران نیوز؛ شیوا امیری- سالها قبل یک کدورت خانوادگی در بین فامیل ما رخ داد و چند سال جناح قابل توجهی از فامیل با یک جناح کم تعداد دیگر قهر بودند. روزها و هفته ها و ماههای اول درباره این قهر اخبار جدیدی تولید میشد و سر فامیل گرم بود. بعد از مدتی دیگر قهر مذکور از تب و تاب افتاده بود و اصلا انگار نه انگار… دو جناح کاری به کار هم نداشتند.
بعد از چند سال خبر رسید که فرد اصلی جناح کوچکتر که اتفاقا یک جورهایی بزرگ فامیل هم بود قصد آشتی کردن دارد و به همین مناسبت مجلس آشتی کنانی می خواهد برپا کند. خلاصه آن بنده خدا همه فامیل را برای یک روز مشخص دعوت کرد خانه‌اش و بقیه هم به احترام سن او راه افتادند که بروند و کدورت ها را بشویند. اما وقتی رفتند دیدند که طرف خانه نیست! بعدها متوجه شدیم که همان موقع که مهمانها جلوی خانه‌اش بوده‌اند، طرف رفته بوده خانه یکی از هم جناحی هایش و داشته از کنف کردن جناح مقابل میگفته و هر هر میخندیده!
یعنی بنده خدا دیده بوده بعد از چند سال دیگر قهر بودن به خودی خود موجب اذیت نیست و فامیل به آن خو گرفته اند و لازم است فوتی به خاکستر کند و با آتش آن ملت را بسوزاند!
این را گفتم که عرض کنم این ماجرای وام کالا و وام خودرو من را یاد این قضیه انداخت! یعنی بالاخره وضعیت رکود و بی کاری و ناتمامی مسکن مهر و درست نشدن اقتصاد بعد از برجام و بالا رفتن قیمت دلار و بسیاری از مشکلات و معضلات دیگر، بالاخره درست است پدر مردم را درآورده اما مردم هم یکجوری با آن کنار آمده اند و چیز تازه ای نیست. هر کس بالاخره یکجوری داشت زندگی اش را می‌کرد. کسی که ماشین نداشت حالا حالاها خیال ماشین دار شدن نداشت و کسی که یک لگن درب و داغانی زیر پایش بود عمرا به فکر ارتقای آن نمی‌افتاد و خدا را روزی صدبار بخاطر همان شکر میکرد.
به همین دلیل هم دولت دید که چطور میتواند بیشتر مردم را بسوزاند،پس آمد طرح وام خودرو را گذاشت و بعد این که تا حالا ماشین ها را به ملت تحویل نداده است!
یعنی دید که مردم دارند با هر بدبختی که هست زندگی شان را میکنند و دیگر بدنشان نسبت به شعارهایی مثل عبور از رکود و… سِر شده است، گفت اینطور نمیشود؛ یعنی چی که مردم دیگر خیلی اذیت نمیشوند، الان پدرشان را در می‌آورم! مردم هم که رفتند و طلاهای زن و بچه شان را به امید ماشین دار شدن فروختند و هر شب سر اینکه از جاده چالوس بروند شمال یا از جاده فیروزکوه بحث میکردند(!) دیدند ای داد بیداد، حالا حالاها باید دنبال ماشین بدوند!
بالاخره دولت تدبیر و امید است دیگر… برای اذیت کردن مردم همیشه تدابیری در آستین دارد!
اصلا چه معنی دارد که مردم به مشکلات عادت کنند و سرشان به زندگی خودشان گرم باشد! آنهم وقتی که میتوان مشکلات جدیدی ساخت!

انتهای پیام/د