شاعر جوان:

عاشق شعر سپید هستم

هنر یک امر ذاتی است و نمی شود گفت با آموزش می توانید هنرمند شوید. با آموزش می شود هنری که دارید تقویت کنید و به مدارج بالا برسید.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی قدس خبر، شعر حادثه ای است که در زبان روی می دهد و در حقیقت، گوینده شعر با شعر خود، عملی در زبان انجام می دهد که خواننده، میان زبان شعری او و زبانی روزمره و عادی تمایزی احساس می کند.

در این خصوص مصاحبه ای تفصیلی با علیرضا بیرانوند، جوانی ۲۸ ساله که در خرم آباد به دنیا آمده و ساکن تهران است انجام شد. بیرانوند، در رشته زمین شناسی گرایش چینه و فسیل شناسی در مقطع کارشناس ارشد تحصیلات خود را گذرانده است. او معتقد است هنر شعر گفتن امری است ذاتی و ما برای درک و پیشرفت بیشتر موظف هستیم با تحقیقات بیشتر، اصول را رعایت کنیم.

در چه زمینه‌ای فعالیت می کنید؟

زمینه فعالیت شعری بنده بیشتر سپید و شعر آزاد است. گه گاهی نیز با شعر نیمایی گریزی میزنم ولی به طور تخصصی عاشق شعر سپید هستم.

از چه زمانی به ادبیات علاقه‌مند شدید؟

همه ما ایرانی ها تقریبآ از کودکی با شعر و ادبیات آشنا هستیم و پندها و داستان هایی که بزرگان در جمع مطرح میکنند و خواندن اشعار حماسی از فردوسی و عاشقانه های عرفانی حافظ و مولانا، روح همه ما را با شعرعجین کرده. بگذارید با یک خاطره ادامه بدهم؛ سال ۸۴ در دوران دبیرستان، تنها درسی که تجدید شدم درس ادبیات بود. آن هم به خاطر مسایل شخصی با معلم بود. بگدریم ولی از آن سال من بیشتر به سمت ادبیات رفتم و ابتدا از خواندن داستان های کوتاه لذت بردم و کم کم با خواندن کتاب های رمان بیشتر به سمت ادبیات کشیده شدم. و این سر آغازی بود به سمت ادبیات کشیده بیایم.

از چه زمانی شعر گفتن را به صورت جدی شروع کردید؟

اولین شعری که گفتم یادم هست که سال ۸۷ بود، البته اگر اسمش شعر باشد. فکر کنم خالی از لطف نباشد که اینجا بیانش کنم، هرچند که شاید برای رزومه کاری مناسب نباشد ولی همیشه به عنوان اولین نوشته خودم به طور خاص دوستش دارم:

“من گلی پژمرده بودم/ به دور از ساقه بودم/ زیر پا افتاده بودم/ از یادها رفته بودم/ ناگهان دست تو مرا در برگرفت/ زندگانی ام دوباره سر گرفت/ تو مرا زندگانی بخشیده ای/ بر زخم کهنه ام مرحمی پاشیده ای”.

این اولین شعری بود که نوشتم بعد کم کم شروع کردم به خط خطی کردن و مشق شعر گفتن ولی به طور جدی از سال ۹۲ شروع به شعر گفتن کردم و تقریبآ با مطالعه ای که طی این چند سال داشته و یادگیری تکنیک های شعر سپید جرأت نشر شعرهایم در میان دوستانم را پیدا کردم. قبل از سال ۹۲ کمتر کسی میدانست که من مینویسم.

در چه سبکی کار می کنید و مضمون اشعارتان چیست؟

من شعر سپید می گویم و بیشتر اشعارم مضمون اجتماعی و عاشقانه دارند.

نظر اطرافیان درباره اشعار شما چیست؟

این موضوع شاید برای همه ی شاعران اتفاق افتاده باشد. در ابتدا اطرافیان به اصطلاح” آدم را به یه چشم نگاه می کردن” و این نگاهشون آزار دهنده است. به قدری آزار دهنده که اگر نتوانی به خودت بیای باید شعر را ببوسی و کنار بگذاری. ولی خدا را شکر برای من اگر چه این نگاه ها بود ولی اطرافیانم به ویژه مادرم مرا تشویق می کردند و این تشویق ها آنقدر ثمر بخش بود که قلمم روز به روز قوی تر شد. تقریبآ اطرافیانم اشعار مرا می پسندند طوری که در صفحات مجازی خودشان آنها را به اشتراک میگذارند.

اگر بخواهیم اطرافیان را جزء مخاطبین جدی شعر، مثل اساتید اهل فن و دوستان شاعر در نظر بگیریم باید بگویم که تا جایی که با این دوستان برخورد داشته ام، هیچگونه برخورد بدی با اشعارم نداشته اند، شاید اختلاف نظراتی بوده ولی با کلیت شعر بنده برخورد خوبی بوده است و این را هم بگویم که بعضی از اشعارم توسط اساتید نقد و بررسی شده است.

چه آثار شعری را مطالعه می‌کنید و کدامیک روی شما تاثیر بیشتری دارد؟

با توجه به علاقه ام به شعر سپید، قاعدتآ آثار شاعران سپید سرا، همچون حمید مصدق، احمد شاملو، اخوان ثالث، نصرت رحمانی، فروغ فرخزاد و در بین شاعران معاصر هم اشعار شهرام میر شکاک  ،گروس عبدالملکیان و حامد ابراهیم پور را به طور جد دنبال می کنم .

ولی اگر بخواهم از یک شاعری که مرا تحت تأثیر خود قرار داده، نام ببرم بی شک از حمیدمصدق، نام می برم که هنوز هم با خواندن بعضی از شعرهایش منقلب می شوم. مخصوصآ قصیده «آبی، سیاه، خاکستری» و آن بخش از شعرش که می گوید:

من به خود می گویم/ چه کسی باور کرد/ جنگل جان مرا/ آتش عشق تو خاکستر کرد

به نظر شما شعر گفتن آموزش میخواهد و یا ذاتی است؟

هنر یک چیز ذاتی است و نمی شود گفت با آموزش می توانید هنرمند شوید. با آموزش می شود هنری را که دارید تقویت کنید و به مدارج بالا برسید.

شعر هم یک نوع هنر محسوب می شود. چه بسیار اساتید ادبیاتی را می شناسم که به بالاترین مدارج علمی رسیده اند ولی هرگز شاعران خوبی نشده اند و بعضی ها اصلآ نتوانستند شعر بگویند. شما اگر به پیشینه شاعران ما نگاه کنید، کمتر شاعری را پیدا می کنید که صرفا مدارک دانشگاهی ادبیات داشته باشد. از نمونه های بارز آن هم میتوانیم به حمید مصدق اشاره کنیم که حقوقدان بوده است.

جایگاه شعر به‌عنوان نوعی سبک زبانی در مطرح کردن مسایل اجتماعی را چگونه تعریف می کنید؟

از گذشته های بسیار دور تا حال حاضر، این شاعران بوده اند که در بیان مسایل اجتماعی، عاطفی و حماسی جوامع نقش پررنگ و تاثیر گذار داشته اند. شما اگر به تاریخ مراجعه کنید خواهید دید در بسیاری از جنگ های گذشته سربازان با سرودن اشعار حماسی فردوسی، زمینه را برای پیروزی و نیروی مضاعف آماده میکردند. در دوران دفاع مقدس هم همین اتفاق ها افتاد و با سرودن اشعار حماسی سربازان میتوانستند با انرزی بیشتر به دفاع از میهن بپردازند‌. در مسایل اجتماعی نیز شاعران نقش بسزایی دارند و این نقش غیر قابل انکار است.

 

انتهای پیام/ ع

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *