نقدی بر نگاه دولتمردان یازدهم به اقشار محروم جامعه

درد فقر و درد لیبرالیسم

تنگنا آنجایی است که یک مقام مسئول انسانیت و زندگی یک نوزاد انسان را کاملا مادی نگاه می کند و بیان می دارد « قطعا این طرح به دلیل هزینه‌ها و تولدهای نوزادان معتاد که بار مالی برای نظام و کشور خواهد داشت و به لحاظ معنوی و اقتصادی و هزینه‌های اجتماعی نیازمند بررسی کار‌شناسی است و مطلوب این است که ریشه‌ها قطع شود تا آماری از متولد شدن نوزادان معتاد نداشته باشیم.»

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی قدس خبر، اظهار نظر اخیر معاون رییس جمهور در امور زنان و خانواده آن هم درست چند روز پس از انتشار تصاویر گور خواب های پایتخت که اصل حضورشان محصول عملکرد نادرست، ضعیف و غیر انسان مدارانه نهادهای مسئول در حوزه‌های مختلف است باعث شد بار دیگر دمل چرکین تقابل همیشگی لیبرالیسم با اندیشه های ناب انقلاب اسلامی در یک مسئله کاملا اجتماعی و انسانی سر باز کند.
موضوع شاید در ابتدا خیلی ساده بیان شد،  معاون رییس جمهور که وظیفه اش ارتقا و بهبود وضعیت زنان و ارتقای توانایی‌های آنان برای شکوفایی و تحقق استعدادهای شان در جهت تعالی و توسعه جامعه اسلامی است از قطع کردن ریشه ها و جلوگیری از تولد نوزادان معتاد گفت و عقیم کردن زنان بی خانمان jا به همه نشان دهد مسئولی که در جمهوری اسلامی وظیفه اش ارتقای سلامت خانواده به عنوان کوچکترین اجتماع بشر است بیش از آنکه به اصالت اجتماع (که مورد تایید اسلام است) فکر کند به فرد گرایی و اصالت فرد(مورد توجه لیبرالیسم) توجه دارد. اما همین موضوع ساده یکی از چالش های اصلی میان لیبرالیسم و اسلام است. تا بدانجا که امام خمینی از این تقابل به “جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استکبار، و جنگ پابرهنه‌ها و مرفهین بی‌درد” تعبیر می کنند.
لیبرال ها در ابتدا و در شعار بر هماهنگی منافع در اقتصاد بازار آزاد تأکید داشتند. به‌طوری که افراد با تعقیب و دنباله‌روی منابع فردی خودشان، بهترین منافع را برای جامعه به‌وجود خواهند آورد. اما در عمل این حق را فقط برای سرمایه داران و سرمایه سالاران قائل شدند و تا بدانجا پیش رفتند که در سال ۱۹۶۵در صدد حذف فقرا از نظام سیاسی و اجتماعی بر آمدند. توماس اسمیت لیبرال می گوید: فقرا و فرودستان جز برای نفس کشیدن، هیچ علاقه ای به خیر و صلاح عمومی ندارند. جمله فوق دریافت طبقات لیبرالی از توده عظیم فقرا است. در این مکتب تنها گروهی از مردان صاحب ثروت و سرمایه، دارای صلاحیت مشارکت سیاسی بوده ومی توانند در به دست گیری قدرت سهیم باشند. زنان به طور کلی و مردان تهی دست مانند خدمتگزاران از این حق برخوردار نیستند. فورستر با بیان خود، این اندیشه و عمل را اینگونه تبیین می کند:” بهره های چرب و شیرین می رسید و اندیشه های بلند را به پرواز در می آورد و ما درک نمی کردیم که در طول این مدت، پیوسته تهی دستان کشور خود و ملل عقب افتاده خارجی را استثمار کرده ایم و از سرمایه گذاری خود، بیش از آنچه باید، سود برده ایم”.  بر اساس این دیدگاه فقرا به جز نفس کشیدن حق دیگری از جمله حقوق اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و …. را ندارند نمونه عینی این دیدگاه را می توان در بیسواد خواندن رانندگان تاکسی و نداشتن حق اظهار نظر توسط آنها یا مقطوع النسل کردن کارتن خواب ها به وضوح مشاهده کرد آن هم در جامعه ای که«…..، رفع فقر و محرومیت، در شمار هدف‌هاى طراز اول_نظام اسلامی_ است و پای‌بندى به اصول انقلاب، بدون مجاهدت در راه نجات مستضعفان و محرومان، سخنى بى‌معنا و ادعایى پوچ است.»[۱]
شهید بهشتی در باره لیبرالیسم می گوید: در این اندیشه، فرد انسان آزاد است که هر طور می خواهد بکارد، بسازد، بفروشد، بخورد و مصرف کند. لیبرالیسم، این شیوه اقتصادی را شکوفایی اقتصاد می داند. این تفکر، با وجود ظاهری آراسته، قابل قبول نیست، زیرا بر اقتصاد فردی تکیه دارد و میدان عمل را برای سرمایه داران جهانی، باز می کند. در این دیدگاه اقصادی، گروه های انسانی در تنگنا قرار گرفته، اقلیت سرمایه دار بر اقتصاد جهانی حاکمیت می یابد.
تنگنا آنجایی است که یک مقام مسئول انسانیت و زندگی  یک نوزاد انسان را کاملا مادی نگاه می کند و بیان می دارد « قطعا این طرح به دلیل هزینه‌ها و تولدهای نوزادان معتاد که بار مالی برای نظام و کشور خواهد داشت و به لحاظ معنوی و اقتصادی و هزینه‌های اجتماعی نیازمند بررسی کار‌شناسی است و مطلوب این است که ریشه‌ها قطع شود تا آماری از متولد شدن نوزادان معتاد نداشته باشیم.»
در اسلام اصل بر این است که انسان اشرف مخلوقات است و مقام و ارزش آن بالاتر از یک منبع و کالای مورد بهره برداری برای سرمایه داران است. در حالی که لیبرالیسم تلاش دارد تا مقررات بازار را بر زندگی انسانی حاکم سازد و همه ای آن چیزهایی را که برای زندگی ضروری وحیاتی اند کالایی می کند. این سیستم استبداد مطلق پول را بر تمامی ابعاد زندگی انسان ها حاکم می سازد وحتی اندوه و شادی انسان ها را با دلار سنجش می کند. در لیبرالیسم انسان ها به پرره های ماشین آلات تولیدی تبدیل می شوند و زندگی کالایی می شود. در این دیدگاه قطعا انسانی که زنده بودن و زندگی او برای جامعه(سرمایه داران) هزینه تلقی گردد و سود و منفعتی را برای آنها تولید نکند به عنوان یک کالای فاسد یا به قول استاندار تهران متجاهر(آن کس که آشکارا فسق می کند)، معیوب و از کار افتاده تلقی می گردد که بهترین شیوه برخورد با آن دور انداختن آن کالای زیان ده است.
عاملان اجرای لیبرالیسم در سال های گذشته و دقیقا از زمان دولت جناب هاشمی رفسنجانی بر خلاف نظر و دیدگاه بنیانگذار منش اسلامی اداره جامعه که می فرمود: خدا نیاورد آن روزى را که سیاست ما و سیاست مسئولین کشور ما پشت کردن به دفاع از محرومین و رو آوردن به حمایت از سرمایه دارها گردد و اغنیا و ثروتمندان از اعتبار و عنایت بیشترى برخوردار شوند. معاذ اللَّه که این با سیره و روش انبیا و امیر المؤمنین و ائمه معصومین- علیهم السلام- سازگار نیست.» [۲]  تمام تلاش خود را به کار بسته اند تا از سر تا پای ایران و نظام اسلامی را لیبرالیزه کرده و همچون گذشته سرمایه داران را بر فقرا که ولی نعمتان این کشور هستند مسلط نمایند این طیف به جای تلاش در جهت اجرایی شدن دیدگاه های انقلاب اسلامی، گوش به فرمان سازمان های جهانی که توسط سرمایه داران(که غالبا یهودیان هستند) و برای حفظ منافع‌ آنها تاسیس شده اند اقدام می کنند
و این قبیل تحرکات و موضع گیری ها حرکت در راستای یک برنامه از پیش طراحی شده و هضم هرچه بیشتر نظم نوین جهانی است که هر روز در قالب طرح و نظری متفاوت از دیروز بیان می گردد یک روز می شود؛ توسعه اقتصادی و سیاسی و طبیعی بودن آنکه ضعفا زیر چرخ های توسعه له شوند، یک روز در قالب شعار فرزند کمتر زندگی بهتر خودش را نشان می دهد و یک روز در قالب عقیم کردن ضعفا به بهانه آنکه بار مالی بر دولت و مردم ایجاد نگردد خود نمایی می کند. البته باید به این نکته توجه داشت که این حرکت فقط مختص به ایران و مردم کشور ما نیست بلکه یک رویه جهانی در زمینه اجرایی کردن سیاست های سرمایه داران جهان است که اعتقاد دارند کره زمین حداکثر برای جمعیتی بالغ بر ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیون نفر مطلوبیت دارد و دیگران نباید در آن حضور داشته باشند اگر به سیاست های گذشته و امروز در حال پیاده سازی در جهان خصوصا کشورهای عقب نگه داشته شده(جهان سوم) نگاه کنیم اشتراکات جالبی را در همه آنها مشاهده می کنیم  که از جمله ِ آنها می توان به کاهش دادن برنامه ریزی شده کل جمعیت جهان به خصوص جهان سوم از طریق کشتارهای بزرگ به بهانه های مختلف، ایجاد تخاصم های جهت دهی شده منطقه ای، شیوع دادن عوامل بیماری زای جدید و عقیم سازی از طریق برنامه های گسترده واکسیناسیون اشاره نمود.
اما طبق فرمایش گرانقدر امام خمینی «ما براى احقاق حقوق فقرا در جوامع بشرى تا آخرین قطره خون دفاع خواهیم کرد.» [۳]

به نظر می رسد برای عدم تکرار چنین وقایعی و ریشه کنی فقر و به حداقل رساندن محرومان در جامعه، باید مردم  دست در دست هم دهند تا به طور همزمان نسبت به درمان درد فقر و درد لیبرالیسم در کشور اقدام شود تا شاید در آینده شاهد چنین مناظردرد آوری در جامعه نباشیم.

——————————————————————————————————-

[۱] پیام به مناسبت اولین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینى(ره)، ۱۰/۰۳/۱۳۶۹
[۲] (صحیفه امام، ج‏۲۰، ص: ۳۴۱)
[۳] (صحیفه امام، ج‏۲۱، ص: ۸۶ و ۸۷)

منبع: سیم آنلاین

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *