به مناسبت فجر 39؛

این اولین باری بود که امام را از نزدیک می دیدم

ناصر توکلی بنیزی، گفت: زمانی که امام آمد و برای دیدار با ایشان آماده می شدیم در واقع در مسیر صراط مستقیم بودیم و کاستی ها را با جان و دل می خریدیم چراکه می دانستیم این انقلاب زمینه ساز انقلاب منجی خواهد شد و این انقلاب نزدیکترین راه برای رسیدن به آن هدف است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی قدس خبر، ناصر توکلی بنیزی، یکی از پرسنل سابق نیروی هوایی ارتش، زمان ورود امام خمینی(ره) به تهران را با بیان دل نشین تشریح کرد و گفت: به خاطر دارم به فرمان امام خمینی(ره) از آنجایی که در آن زمان عضو نیروی هوایی بودم و امام خمینی(ره) فرمان تخلیه پادگان ها را صادر کرده بود، ما هم به عنوان یک انقلابی گوش به فرمان ایشان، از ارتش شاهنشاهی به جمع نیروهای انقلابی که در آن روزها با تظاهرات و پخش اعلامیه ها و تکثیر نوارها فعالیت می کردند، پیوستم.

توکلی بنیزی افزود: آن روزها بیشتر اوقات با عموی خویش در سخنرانی های انقلابی در مساجد شرکت می کردم و مشغول به کار می شدم. آن زمان یک موتور داشتم که با آن جلوی صف تظاهر کنندگان راه گشایی می کردم تا که مأموران حکومت نظامی با آنها برخورد نکنند و یا تماسی نداشته باشند. تا اینکه از رسانه ها و جراید متوجه شدیم که امام(ره) ساعت ۹ صبح وارد ایران می شود. ما نیز از ساعت ۷ صبح به سر خیابان ۲۱ متری جی به اتفاق داماد بزرگترمان که راننده اورژآنس بود، رفتیم. او آن روز شیفت کاری اش نبود اما خود را به ۲۱ آن محل رساندیم. تمام خیابان ها رو گل کاری کرده بودند و مردم جارو زده بودند و همه شهر غرق در شور و شعف بود.

توکلی ادامه داد: ما خیلی مایل بودیم امام را ببینیم و حسی روحانی و معنوی خاصی در آن زمان داشتیم. این اولین باری بود که امام را از نزدیک می دیدم. بعد از چند ساعت امام و هیئت همراه از جلوی ما گذشتند و ما بلافاصله پشت ماشین ها دوان دوان تا نزدیک خیابان منیریه که از آنجا امام را سوار هلی کوپتر کردند، دویدیم. راه بسته شده بود و جمعیت فراوانی در شهر بود. خود بنده دو سه بار زمین خوردم، حتی داماد ما بر اثر فشار جمعیت زخمی شده بود. از آنجا ما به سمت بهشت زهرا(س) رفتیم. آن روز از فرط دوندگی، کاملا تشنه شده بودیم اما خدا را شکر، همه اهالی مسیر پیش رو، شلنگ های آب خانه هایشان را بیرون گذاشته بودند تا کسی تشنه نماند. خیلی ها هم در حال پذیرایی شکلات و شیرینی بودند و بعضی ها هم در حال پخش کردن گل و گویا همه شهر سرشار از شور و شعف شده بود.

وی از لحظه رسیدن خود به بهشت زهرا(س) یادآوری کرد و گفت: وقتی به بهشت زهرا(س) رسیدیم، آنقدر دویده بودیم که پاهای ما بی حس شده بود و ما فکر می کردیم بر روی ابرها راه می رویم. وقتی آمدیم به بهشت زهرا(س)، انگار تیغ در گلوی ما فرو رفته بود. سرود را خوانده بودند و ما وسط سخنرانی امام(ره) رسیدیم. من آن روز متأسفانه موتورم را نبرده بودم و همیشه قبطه می خوردم که چرا با موتور نبودم که بتوانم برای کل مراسم حضور داشته باشم و احساس کم کاری می کردم. بعد از رسیدن، ما هم رفتیم روی درخت ها که بتوانیم جلو جمعیت را ببینیم. بعد از اتمام مراسم، اتوبوسی پیدا شد که ما را تا نزدیک منزل مان رساند. بعد از رسیدن تمام بدنم درد می کرد. در تمام عمرم این همه برای مراسمی ندویده بودم ولی شوق و شور دیدار امام باعث شده بود که سختی این راه را به جان و دل بخرم. همیشه این سخنرانی امام در ذهنم بود که یاران امام در گهواره هستند و همین باعث شده بود که من نیز خود را یکی از یاران امام بدانم.

توکلی خاطر نشان کرد: ما آن چرخ دنده های تکمیل کننده اهداف رهبری همانند زمان امام حسین(ع) هستیم. ما در مسیر صراط مستقیم بودیم و کاستی ها را با جان و دل می خریدیم چراکه می دانستیم این انقلاب زمینه ساز انقلاب منجی خواهد شد و این انقلاب نزدیکترین راه برای رسیدن به آن هدف است.

انتهای پیام/ م

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *